مطالعه فسيل ها در ديرينه شناسى شامل مراحل زير مى شود :
1- جمع آورى نمونه هاى فسيل
2- آماده سازى و تميز کردن فسيل هاى جمع آورى شده
3- تهيه تصوير
4- شناسايى و نام گذارى فسيل ها
5-استفاده از فسيل ها در راستاى اهداف مورد مطالعه.
ادامه مطلب
نام آمونيتها، از نام آمون، الهه مصر باستان گرفته شده كه پشت هر گوشش، شاخهاي قوچ مانندي دارد(كه شبيه آمونيت است).

آمونيتها، اولين نرم تنان بودند. اين جانوران دريايي هيچ مهره اي نداشتند و توسط پوسته اي سخت (معمولامارپيچي) كه از كلسيم ساخته شده بود، محافظت مي شدند. درندگان تندرويي بودند كه جانوران ديگر دريا را مي خوردند.آنها، سفالوپود بودند.
ادامه مطلب
در سال 1993، بعد از سه تابستان طاقتفرسا در میان تپههای عریان و ماسههای ژرف « بیابان گبی» مغولستان، گروهی از پژوهشگران و دیرینهشناسان موزه تاریخ طبیعی امریکا به یکی از غنیترین لایههای فسیلداری که تا کنون یافت شده است، دست یافتند.
ادامه مطلب
بازوپايان (Brachiopoda)
بىمهرگان دريايى که اسکلت خارجى آنها از دو کفه (valve) تشکيل شده است. اين دو کفه بهم متصل بوده و از اتصال اين دو، محور يا خطى بوجود مى آيد که به آن خط لولا يا خط دندانه يا Hing line مى گويند. براکيوپودها غالبا در محيط هاى کم عمق و همراه با مرجان ها و اسفنج ها زيست مى کنند. اين شاخه از جانوران در ديرينه شناسى داراى اهميت فوق العاده اى بوده و در دوران پالئوزوييک و مزوزوييک بسيار فراوان بوده اند. بطور کلى، از کامبرين ظاهر شده و تا عهد حاضر وجود دارند. تمام بازوپايان، دريايى و جانورى ثابت مى باشند. بعبارت ديگر وجود بازوپايان در رسوبات مورد مطالعه براى دريايى بودن آن رسوبات کافى است. براکيوپودها توسط ساختمانى بنام ساقه (Pedicle) خود را به کف دريا ثابت مى کنند. اما امکان دارد در عده اى ديگر بجاى ساقه توسط خارهايى که در سطح خارجى آنها وجود دارند خود را ثابت نمايند.

ادامه مطلب
دو کفه ايها (Bivalves)

دستهاى از نرم تنان هستند که از سايرين با داشتن اسکلتى دو تکه جدا مى شوند. پلسى پودها غالبا تقارن دو طرفه اوليه خود را حفظ کرده اند. بطورى که اين تقارن در همه اندام ها از جمله صدف مشاهده مى گردد. بدنى با سر نامشخص و پاهايى به شکل تبر و آبشش هايى برگه اى شکل دارند. از اين روست که آنها را با نام Acephal، Lamellibranch، Pelecypoda و از طرف ديگر با توجه به دو تکه بودن اسکلت خارجى، Bivalvia نيز ناميده شده است.
ادامه مطلب
آرکئوسیاتیدا (Archaeocyatha) آركئوسياتا (Archeocyathid)
یک گروه متنوع موجودات دریایی هستند که از نظر سنی به زمان کامبرین زیرین تا میانی محدودند . از لحاظ ریخت شناسی بین شاخه کیسه تنان و اسفنج ها قرار گرفته اند . اسکلت آهکی آنها دارای شکلی مخروطی است که معمولاً دو دیواره دارد و گرانول دار می باشد . در حفره بین دیواره داخلی و دیواره خارجی پرده های کاذب شعاعی و عمودی شکل وجود دارند . اسکلت منفذ دار است . قسمت های نرم ، محدود به فاصله بین دو سطح دیواره داخلی و خارجی می شود . این موجودات رشد اگزوتکائی Exothecal دارد که این رشد در قسمت رأس مخروط انجام می پذیرد و در این ناحیه موجود به محل زیست خود متصل است . قطر دهانه از 6 - 5/ 1 سانتی متر و ارتفاع موجود نیز بین 10 تا 5/1 سانتی متر تغییر می کند .

ادامه مطلب
مراحل آماده سازی نمونه ها جهت مطالعه پالینومورف
نمونه هاي سنگي براي كار پالينولوژي عموما" شيل، مارن، مارنهاي آهكي، آهك، سيلت استون و ماسه سنگ ميباشند، اگرچه آهكها به دليل شرايط آلكانيني (قليليي) و ماسه سنگها به دليل شرايط اكسيدان حاكم در زمان نهشته شدنشان مقدار پلينو كمتري دارند.
ادامه مطلب
روش تهیه مقطع معمولی در آزمایشگاه
لوازم مورد نياز در آزمايشگاه:
لوازم مورد نياز، دستگاه برش سنگ، دستگاه برش اسلايد، دستگاه نازك كننده PetroThin، دستگاه Astra، دستگاه ساينده پودري، دستگاه ساينده اتوماتيك، دستگاه تزريق اپوكسي ،دستگاه پرس اتوماتيك، هيتر اتوماتيك، دستگاه آون، قلم الماسه، لامل، پودركاربراندوم شماره 220، 600، 800، محلول آليزارين، چسب انتلان يا كانادابالزام مايع و چسب EPOXY ، محلول ALUMINA، الكل، آبفشان، ماسك، دستكش ، روپوش و عينك ايمني ميباشد......
ادامه مطلب
شاخه خارپوستان (Echinoidea)
شاخه خارپوستان یکی از شاخههای مهم جانوران بیمهره محسوب شده و در بردارنده 8000 گونه زنده و حدود 30000 گونه فسیل میباشد. این گروه از جانوران تماما دریازی بوده و در اعماق مختلف و آب و هوایی متفاوت به سر میبرند. منشا خارپوستان به دوره کامبرین ، یعنی حدودا 600 میلیون سال قبل برمیگردد. از این گروه از جانوران 6 رده باقی مانده باقی مانده است.

ادامه مطلب
بريوزوآ (Bryozoa)

اصطلاح بريوزوآ از نظر لغوى به معناى جانور خزه مانند است. بريوزوآها بى مهرگان آبزى هستند که اکثريت آنها در آبهاى دريايى و شور و تعداد معدودى از آنها در آبهاى شيرين زندگى مى کنند. اندازه آنها از 1 ميلى متر تجاوز نمى کند و چون به صورت کلونى هستند اندازه کلونى آنها از 2 سانتيمتر تا 60 سانتيمتر نيز ديده مى شود.
ادامه مطلب
لئوناردو داوينچى دانشمند و هنرمند مشهور ايتاليايى در حدود پانصد سال قبل ( 1500 پس از ميلاد ) به نحو زيبايى ذهن خوانندگان را به تفکر در مورد پيدايش فسيلها سوق داد و بدين ترتيب نظريات و خرافه هاى رايج در زمان خود را رد کرد . وى مى گويد : “ در کوههاى پارما و پياسنزا ، صدفها و مرجانهاى مرده فراوانى يافت مى شوند که هنوز حالت چسبيده به سنگها را حفظ نموده اند . اگر بگوييد که اين صدفها خود بخود بوجود آمده اند و يا بوسيله طبيعت ايجاد نشده اند ، چنين عقيده اى براى يک مغز هوشيار و متفکر منطقى نيست ( چرا که سالهاى رشد آنها از روى خود صدفها قابل محاسبه است ) . بهرحال در طول تاريخ دانشمندان نظرات متفاوتى را در مورد فسيل با توجه به اعتقادات و يافته هاى زمان خود بيان داشته اند که مجموع اين نظريات تاريخچه علم فسيل شناسى را تشکيل مى دهد و بديهى است براى درک هر چه بهتر اين علم بايستى تاريخچه آن را مطالعه نمود .
وقتى درباره حوادث تاريخى و اسناد به جاى مانده از آنها ( همچون جنگ جهانى اول ) صحبت مى کنيم ، زمان آن به سال ، قرن و يا دهها قرن اندازه گيرى مى شود، اما زمانى که بحث تاريخ زمين به ميان مى آيد ، زمان آن به ميليون و ميليارد سال اندازه گرفته مى شود . زمان بخشى از زندگى روزمره ما است که اثر آن را با رويدادهايى که در آن گذشته و با استفاده از تقويم حفظ مى کنيم . تقويم اختراع حيرت آورى که اساس آن حرکات کره زمين در فضا است و يک چرخش آن حول محور خودش « يک شبانه روز » و يک دور گردش آن حول خورشيد « يک سال » مى شود . اما آن دسته از مردم که تاريخ زمين را مطالعه کنند نيز از يک نوع تقويم استفاده مى نمايند که به آن « مقياس زمانى زمين شناسى » گويند . پايه و اساس چنين مقياسى فسلها هستند .
اين تقويم يعنى مقياس زمانى زمين شناسى با ساير تقويم هايى که با آنها آشنايى داريم متفاوت است و مى توان آن را به کتابى تشبيه نمود که سنگها و فسيلها موجود در آن و رقمهاى آن کتاب مى باشند . برخى از صفحات اين کتاب گم شده اند و يا ورقهاى آن برگشته اند و از اينرو قابل خواندن نيستند و يا صفحاتى وجود دارند که هنوز شماره نخورده اند . اين زمين شناس و خصوصا فسيل شناس است که به ما کمک مى کند و ابزار لازم را در اختيارمان مى گذارد تا توانايى خواندن کتاب تاريخ زمين را داشته باشيم . بنابراين براى درک هر چه بهتر از تاريخ زمين ناچار به آشنايى با فسيلها هستيم تا متوجه شويم چه هستند ؟ چگونه تشکيل شده اند ؟ و بتوانيم به سئوالاتى از اين دست پاسخ گوييم .
اين تقويم يعنى مقياس زمانى زمين شناسى با ساير تقويم هايى که با آنها آشنايى داريم متفاوت است و مى توان آن را به کتابى تشبيه نمود که سنگها و فسيلها موجود در آن و رقمهاى آن کتاب مى باشند . برخى از صفحات اين کتاب گم شده اند و يا ورقهاى آن برگشته اند و از اينرو قابل خواندن نيستند و يا صفحاتى وجود دارند که هنوز شماره نخورده اند . اين زمين شناس و خصوصا فسيل شناس است که به ما کمک مى کند و ابزار لازم را در اختيارمان مى گذارد تا توانايى خواندن کتاب تاريخ زمين را داشته باشيم . بنابراين براى درک هر چه بهتر از تاريخ زمين ناچار به آشنايى با فسيلها هستيم تا متوجه شويم چه هستند ؟ چگونه تشکيل شده اند ؟ و بتوانيم به سئوالاتى از اين دست پاسخ گوييم . درمجموعه حاضر سعى شده است بطور خلاصه فسيل و علم فسيل شناسى مورد بحث قرار گيرد تا علاقمندان بتوانند جواب پرسشهاى خود را در اين خصوص بيابند .
معناى لغوى فسيل عبارتست از چيزى که از حفارى بدست آمده باشد . اما امروزه براى آن معناى ديگرى متصورند و آن را مدرک و دليلى شناخته شده از حيات گذشته مى دانند ؛ به عبارت ديگر فسيلها ، اجساد و بقايا و آثار موجوداتى مى باشند که پس از مرگ در بين رسوبات دفن شده و همراه با آنها تحت تاثير پديده سنگ شدگى ( دياژنز ) قرار گرفته اند . بنابراين فسيلها انواع باقيمانده جانورى و گياهى نظير جسم حيوانات و استخوانهاى مربوط به آنها ، تنه گياهان قديمى و ساختمان شان ، کرمهاى نرم ، ستاره هاى دريايى و غيره ( از نقطه نظر تشريحى ) و آثار و مواد به جامانده از آنها نظير فضولات ، مدفوعات ، تخم ها ( آثار طبيعى ) و اثر لانه ها ، آشيانه ها ، رد پاها ( آثار مصنوعى ) را شامل مى شود و تمامى اينها بطور مستقيم توسط موجودات که در گذشته مى زيسته اند ، بوجود آمده اند . بدين ترتيب براى آنکه يک شى فسيل به حساب آيد ، بايستى بقايا و يا آثار فعاليت زيستى موجودات گذشته باشد . بطور کلى فسيلها به دو گروه تقسيم مى نمايند :
1- فسيلهاى اندامى
2- فسيلهاى اثري
منظور از فسيلهاى اندامى بقاياى حقيقى موجودات زنده مى باشند که در حالات بسيار مساعد شکل آنها با شکل موجود زنده اصلى اوليه کاملا تطبيق مى کند و تغيير زيادى در آن صورت نگرفته است . اما فسيلهاى اثرى علائم غير مستقيم حيات هستند که توسط موجودات بر جاى گذاشته شده اند . جاى پاهاى دايناسور ، اثر نقب زدن کرمها ، اثرات ناشى از خزيدن تريلوبيت ها و ساير شواهد فرايندهاى حيات همچون فضولات و مدفوعات که بصورت فسيل در آمده اند همگى جزء فسيلهاى اثرى محسوب مى گردند .
به طور کلی می توان اقسام فسیل ها را به شرح زیر خلاصه کرد :
1- فسیلهای شاخص ( Index – fossils ) : که دارای گسترش جغرافیایی وسیع بوده ولی در زمان کوتاه زمین شناسی می زیسته اند مانند فسیل آمونیت که منحصراً در کرتاسه میانی وجود داشته است .
2- فسیل های غیر شاخص ( Non Index – fossils ) : که تقریباً در تمام دوره ها و یا دورانهای زمین شناسی وجود داشته اند و شاخص زمان معین و کوتاه زمین شناسی نیستند . مانند برخی دوکفه ای ها ، شکم پایان ، مرجانها و ...
۳- فسیل های رخساره ( Facies fossils ) : فسیلهایی هستند که ارزش پالئوژئوگرافی آنها بیش از اهمیت بیوستراتیگرافی آنهاست . این فسیل ها می توانند معرف وضعیت جغرافیایی زمان زیست خود از نظر آب و هوا و سایرشرایط محیط زیستی باشند . مثلاً فسیل کلنی های مرجان حاکی از محیط ساحلی دریا و آب و هوای استوایی تا نیمه استوایی است
حال اين سوال مطرح مى شود چه فسيل هايى را با ارزش مى خوانيم ؟ در جواب بايد گفت فسيل هاى راهنما (Index Fossils). آن دسته از فسيل ها به اين نام خوانده مى شوند که :
1- شناسايي آنها آسان است.
2- بسيار فراوانند.
3- داراى عمر کوتاه بوده اند.
4- از گسترش جغرافيايى قابل توجهى برخوردارند .
