تاريخچه حجامت در ايران

حجامت در ايران جايگاهي ويژه در فرهنگ مردم داشته و به عنوان سنتي موكد، جزء اعتقادات مردم بوده است. بزرگسالان خود حجامت كرده و در بهار كودكان خود را ملزم به انجام حجامت مي كرده اند.
مردم بر اساس توصيه ي رسول خدا (ص) كه فرمود : "بهترين عيد، عيد حجامت است" ، روز مشخصي از سال را براي اين كار تعيين مي كردند.
ابوعلي سينا در كتاب قانون، حجامت را از اركان درمان محسوب كرده و تقريباً براي درمان تمام بيماري ها حجامت و بادكش (CUPPING) را تجويز كرده است. وي مي گويد :
"اگر حجامت بين دو كتف انجام گيرد، فوائد زير را در بردارد: گرانباري دو ابرو و سنگيني پلك ها را از بين مي برد و گرمي چشم را رفع مي كند، چرك كنار چشم را از ميان برمي دارد و بوي بد دهان را مي زدايد. اگر حجامت بر يكي از دو رگ پشت گردن انجام شود، در زدودن حالت لرزه در سر و براي رخسار، گوش ها و چشم ها، گلو و بيني فوائدي در بردارد.
حجامت بر ساق پا خون را تصفيه مي كند و اگر خون حيض بند آمده باشد ( آمنوره) آن را باز مي كند. حجامت در زير زنخ (چانه) براي دندان ها، رخسار و گلو مفيد است و دماغ و آرواره ها را تصفيه مي كند.
حجامت ناحيه ي كمر، براي رفع دمل ها و جوش هاي ران سودمند است و براي نقرس، بواسير، پاغر( ستبر شدن ساق پا )، بادهاي مثانه و رحم و خارش پشت فايده دارد.
حجامت اگر در پايين زانو انجام شود، جهت دمل هاي بدخيم و زخم هاي مزمن در ساق و پا فايده دارد. حجامت بر قوزك پا براي بند آوردن خون حيض، عرق النساء (عصب سياتيک ) و نقرس مفيد است. "
زكرياي رازي حجامت را به عنوان روش درمان زكام و آلرژي معرفي كرده و مي گويد:
" اما كساني كه رنج آنان از اين بيماري افزون باشد، يعني بدين گونه كه سوراخ هاي بيني بسته شده و خارش داشته باشد و عطسه فراوان گرديده و آب از بيني فرو ريزد، بايد از داروهايي كه قبلاً معرفي كردم و نيز از راه رفتن و عرق كردن در حمام و حجامت از ناحيه ي پشت استفاده كنند. "
حكيم جرجاني نيز در كتاب ذخيره ي خوارزمشاهي كه اولين و مهم ترين كتاب طب سنتي به زبان فارسي است، فصل مشخصي را به حجامت اختصاص داده و پيرامون قواعد و زمان مناسب آن سخن مي گويد.
لذا به خاطر تاكيد پيامبر اكرم و ائمه ي معصومين عليهم السلام بر انجام حجامت و استفاده ي فراگير طبيبان مشهور قديمي از اين شيوه ي درماني، مردم ايران جايگاه ويژه اي براي آن قائل بودند، طوري كه دكتر پولاك، طبيب ناصرالدين شاه در كتاب خود با عنوان " ايران و ايرانيان" كه در سال 1865 در آلمان منتشر شد، مي گويد:
" بين دو استخوان كتف اکثر ايرانيان، شيارهايي به چشم مي خورد. در بدو امر خيال مي كردم اين ها آثار ضربه هاي چوب باشد. تا اين كه ديدم ضربه ي چوب را فقط بر كف پا مي زنند و از اين لحظه متوجه اثر حجامت شدم. جريان حجامت كردن در سراسر مشرق زمين يكسان است و همان است كه در مصر قديم رايج بوده است. به خصوص اغلب حجامت را در مورد كودكان به كار مي برند.
غير از بين دو كتف در ساير قسمت هاي بدن نيز حجامت مي كنند، از جمله در پشت استخوان خاجي (حجامت كمر)، مفاصل، روي طحال و ... .
در اينجا ناگزير از اعتراف به اين مطلبم كه من در مدت 30 سال اقامتم در ايران جز دو مورد، هيچ نتيجه ي زيانباري از حجامت نديدم و در اين دو مورد هم دلاك را متهم مي كردند كه ابزار كثيف به كار برده است."
لازم به ذكر است كه تحقيقات اخير نشان داده است كه حجامت موجب تقويت سيستم ايمني مي شود و اين مسئله به خصوص در مورد كودكان كه مستعد ابتلا به انواع امراض عفوني هستند حائز اهميت است. زكرياي رازي نيز در كتاب خود با عنوان جدري و حصبه توصيه مي كند، اطفال جهت پيش گيري از ابتلا به آبله حجامت شوند كه اين خود نشان از اعتقاد اطباي سنتي برنقش ايمني زاي حجامت است .
اما حادثه ي مهم در مورد حجامت در ايران ، مربوط به سال 1344 هجري شمسي است . در اين سال و هم زمان با وضع قانون نظارت بر درمان ، به شكل گسترده اي با حجامت مبارزه شد و ژاندارم ها ، حجّام ها را در سراسر كشور دستگير مي كردند و بدين ترتيب اين سنت درماني پرسابقه بدون هيچ بررسي و تحقيق علمي، از روند رفتارهاي سنتي جامعه خارج شد و تنها در مناطقي از كشور كه تحت تسلط كامل دولت نبود، اجرا مي شد و بالاخره به تناسب فراگير شدن طب شيميايي در سراسر جهان و نفوذ فرهنگ استعماري در جوامع مختلف كه همراه با زدودن باورهاي ديني و فرهنگي جوامع بود، حجامت منسوخ شد و روش هاي درمان ديني و سنتي از رفتارهاي اجتماعي حذف گرديد و نسل هاي جديد نيز به تدريج آن را فراموش كردند.
تا اينكه در سال 1364 در جمعي كه به انگيزه ي كشف يك روش درماني ساده ، ارزان و فراگير تشكيل شده بود تا از طريق آن بتوان بخش عمده اي از مشكلات درماني مردم جهان را درمان كرد، سنت درماني حجامت پيشنهاد و مورد توجه قرار گرفت و عليرغم جوّ فرهنگي و اجرايي نامناسب پيرامون حجامت، اطلاعات مربوط به آن سامان دهي و ابزارهاي اجرايي آن متناسب با شرايط روز طراحي گرديد و پس از طي مراحل مقدماتي پژوهشي در سال 1369 در قالب موسسه تحقيقات حجامت ايران به ثبت رسيد.
به تدريج پزشكان عضو اين موسسه شده و با مباني و آثار درماني حجامت آشنا شدند. سپس تعدادي از اين پزشكان تحقيق پيرامون حجامت را موضوع پايان نامه ي خود قرار دادند. بعد از به دست آمدن نتايج علمي اين پايان نامه ها، ساير پزشكان به صورت روز افزون به عضويت موسسه ي تحقيقات حجامت ايران درآمدند كه اين روند همچنان ادامه دارد.
به دنبال رواج انجام حجامت در مطب پزشكان و عدم وجود ديدگاه شفاف و واقع بينانه پيرامون آن در دستگاه اجرايي وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، بخشنامه هايي مبني بر ممنوعيت حجامت صادر و موجب برخوردها و ايجاد مشكلاتي گرديد كه منجر به تشكيل 7 پرونده قضايي عليه مجريان حجامت و محققين آن شد و تعداد زيادي از پزشكان نيز به دادگاه فراخوانده، ولي اكثرا تبرئه شدند.
سرانجام به دنبال خلاف شرع شناخته شدن بخشنامه هاي وزارت بهداشت و ابطال آنها توسط ديوان عدالت اداري، انجام حجامت در كشور رسميت كامل يافت و به عنوان آخرين خبر، وزارت بهداشت نيز اعلام آمادگي كرده است تا براي پزشكان پروانه ي انجام حجامت صادر نمايد .

سوال بزرگ تاريخي در مورد حجامت
اين سوال مطرح است كه اگر واقعا طب سنتي روش موثري براي درمان بسياري از بيماري هاست، چرا يك دفعه ترك شده است؟ آيا مردم نسبت به گنجينه ي علمي خود دچار فراموش كاري شده اند يا برنامه ي خاصي براي نابودي آن اجرا شده است ؟
مطالعه ي کتاب «تاريخ طب در ايران» نوشته ي «دکتر سيريل الگود» پزشک سفارت انگليس در دربار قاجار، حقايق تلخي را بر ما روشن مي کند.
با خواندن کتاب«تاريخ طب در ايران» متوجه مي شويم که استعمار اولين بار به وسيله ي طب خود وارد اين مملکت شد و حذف طب سنتي، بنا به اعتراف سيريل الگود و ساير مورخين و اطباي غربي، حرکتي خزنده بود که طي ده ها سال تلاش و برنامه ريزي بي وقفه حاصل شد و جهت اين حرکت نيز از بالا به پائين بود، يعني ابتدا شاهان و شاهزادگان را متقاعد کردند ، بعد راه آموزش طب سنتي را مسدود و در نهايت مردم را مجبور به روي آوردن به طب شيميايي کردند.
سيريل الگود در کتاب خود مي گويد :
«مبارزه با طب سنتي از زمان شاه عباس صفوي که مقارن با ورود کمپاني هند شرقي به ايران بود، در دستور کار قرار گرفت، ليکن به علت مقاومت مردمي هيات هايي که در زمان صفويه به ايران مي آمدند توفيقي به دست نياوردند.»
پزشک کمپاني هند شرقي در آن زمان فردي به نام FRYER بود. او در مورد اين ناكامي مي گويد:
"اين ها اصلا عادت ندارند با مطالعات و تحقيقات جديد پيشرفت کنند و از اين جهت، با همان تعصبي که به مقدسات متمسک هستند ، به اصول طب خود چسبيده اند."
اين سخنان علاوه بر اين که عصبانيت اين پزشک از اعتقاد مردم به طب خود را نشان مي دهد، بيانگر شدت اعتقاد مردم آن زمان به طب سنتي در حد باورهاي مذهبي مي باشد.
آيا اگر مردم که طبيعتا هميشه به سلامتي خود علاقه مندند، از طب سنتي خود نتيجه نمي ديدند و از آن راضي نبودند، چنين به آن پايبندي نشان مي دادند؟
بعد از دوران صفويه به دوران قاجار مي رسيم. سيريل الگود در ادامه ي کتاب خود مي گويد:
«ويژگي مهم دوران قاجار، انتقال طب ابن سينا به طب هاروي و پاستور بود. هيات هاي نمايندگي که در اين زمان به ايران مي آمدند، اغلب پزشک بودند و به اين ترتيب طب غربي به ملايمت و آهستگي در سنگرهاي طب سنتي نفوذ کرد.»
از اين سخنان، خزنده بودن و اينکه اين حرکت يک حرکت جنگي و به قصد غلبه و تسلط فرهنگي بوده است، روشن مي شود. واضح است که براي غلبه بر يک ملت بايد آن را نسبت به داشته هاي خود دچار خود باختگي کرد و کدام خود باختگي از اين بالاتر که يک ملت بپذيرد براي حفظ سلامتي و درمان خود محتاج به بيگانگان است؟ پس وقتي در اين سنگر تسليم شود، ساير سنگرها را راحت تر تخليه مي کند و دقيقا به همين علت است که هيات هاي نمايندگي غربي که به ايران مي آمدند عمدتا از ميان پزشکان انتخاب مي شدند.
سيريل الگود زماني اين اعترافات را مي گويد که اهداف استعمار در اين مورد کاملا پياده شده و کار از کار گذشته است. وي اظهار مي دارد:
«بديهي است که اکنون دور نماي طب به نحو محسوسي تغيير يافته بود. 50 سال آموزش بوسيله ي اساتيد خارجي، نسلي را پديد آورده بود که ديد آنها کاملا با پدرانشان متفاوت بود. اين نفوذ فرهنگ غربي به وسيله ي هيات هاي پزشکي در مراکز مختلف کشور تقويت شده بود و بزرگترين افتخار و اعتبار را در اين مورد بايد به اين هيات ها داد.»
سيريل الگود آن گاه وضع قانون منع طبابت سنتي را به عنوان آخرين ميخ تابوت ابن سينا معرفي کرده و مي گويد:
"در سال 1911 وضع قانون طبابت بر اساس ديپلم و مدرک صورت گرفت که مي گفت: هيچکس در هيچ نقطه از ايران حق اشتغال به هيچ يک از فنون طبابت را ندارد، مگر اينکه از وزارت معارف اجازه نامه گرفته يا تصديق نامه از ممالک خارجه داشته باشد.
بدين ترتيب آخرين ميخ تابوتي که حاوي جسد مرده ي طب سنتي بود کوبيده شد. سمت معلمي طب ابن سينا نيز منسوخ شد. تمام اين اصلاحات نشان مي داد که با سپري شدن دوره مجريان طب رازي و ابن سينا، روش هاي طبي منسوب به آنان نيز محکوم به فنا گرديده است. رسم ديرينه ي خدمت شاگردي نيز از بين رفت و حکيم ها ديگر نمي توانستند شاگرداني به سوي خود جلب و معلومات و تجربيات عملي خود را به آنها منتقل کنند. تمامي اين پيشرفت ها به وسيله ي سياست اروپا به شدت کنترل مي شد."
ملاحظه مي کنيد که اصلا صحبت از يک حرکت علمي و يک جايگزيني منطقي در کار نيست و اصلا تحقيق و بحثي در تاريخ نمي بينيم که مقايسه اي ميان طب رايج و طب سنتي انجام داده و راي به برتري طب رايج داده باشد.
آري اين بود مختصري از حادثه ي ناميموني که بر سر طب سنتي ما و مخصوصا حجامت رفته است و از آنجايي که حجامت درماني بدون داروست و هيچ وابستگي به خارج ندارد، بيش از ساير روش هاي درمان در طب سنتي مورد عناد و ستيزه جويي قرار گرفته و مي گيرد.
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانند به منابعي که معرفي شد مراجعه کنند.
در پايان، لازم به ذکر است که ما منکر پيشرفت هاي پزشکي رايج در زمينه جراحي، ارتوپدي، ابزار تشخيصي و خلاصه آنچه به مدد تکنولوژي و مهندسي پزشکي حاصل شده است نيستيم، بلکه بحث بر سر اين است که طب رايج در درمان بيماري هاي مزمن( CHRONIC DISEASE) ناکام مانده و روز به روز اين ناکامي ها و عوارض استفاده ي طولاني مدت از داروهاي شيميايي بيشتر رخ مي نماياند.
در چنين شرايطي احياء طب سنتي يک ضرورت است، که به قول سعدي:
کهن جامه ي خويش پيراستن
به از جامه ي عاريت خواستن
پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: در شب معراج وقتي به آسمان هفتم صعود كردم، هيچ مَلكي از ملائك از من گذر نكردند، مگر اينكه گفتند: اي محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن و خوردن سياه دانه امر بفرما.( تفسير الميزان، سوره اسراء، آيه 1)
پيامبر اكرم اكرم(ص) فرموده اند: آن قدر جبرئيل در مورد حجامت به من سفارش كرد كه فكر كردم مبادا واجب است. ( بحارالانوار، ج 62 ،ص 126)
سير تاريخي و علمي حجامت در تمدن بشري
افراد زيادي در طي ساليان اخير بر يا عليه حجامت سخن گفته اند. عده اي گفته اند كه حجامت يك امر اعتقادي است و چون سنّتِِ درماني اسلام است نياز به تحقيق و بررسي علمي ندارد و از سوي ديگر عده اي مخالفت خود را به آنجا رسانيده اند كه مي گويند، چون حجامت از آن طرف مرز نيامده و جايگاهي در طب رايج ندارد، اصلا نبايد مورد دقت و بررسي قرار گيرد. بنابراين حجامت نيز مثل برخي مباحث ديگر گرفتار دين داران متحّجر و روشنفكران بي دين شده است. به نظر مي رسد براي رسيدن به قضاوت صحيح چاره اي نداريم جز اينكه از سير تاريخي حجامت و جايگاه آن در گذشته اطلاع پيدا كرده و در قدم بعد به بررسي اثرات درماني آن بر اساس اصول علمي امروز بپردازيم.
حجامت نام يك روش درماني است كه بر اساس قديمي ترين سند موجود، از 3300 سال قبل از ميلاد مسيح در مقدونيه انجام مي شده است و بعدها از مقدونيه به يونان باستان رخنه كرده و در آن زمان شاخص پزشك بودن، حجامت كردن و داشتن ابزار آن بوده است.
برخي ذكر كردهاند كه اصول طب سوزني و حجامت از آنجا گرفته شد كه در عصر ما قبل تاريخ، متفكران متوجه شدند كه وقتي سربازي در ميدان جنگ مورد اصابت سنگ، چاقو يا شمشير قرار مي گيرد و زخمي برمي دارد، به علت همين زخم، بسياري از بيماري هاي قبلي او بهبود مي يابد. اين كشف بزرگ به آنها آموخت كه با فرو بردن سوزن و تيغ زدن مي توان برخي از امراض را شفا بخشيد و به همين علت 2600 سال قبل از ميلاد مسيح ، سوزن هاي فلزي در چين و شاخ هاي حجامت در ايران وارد اصول درمان گرديد و طب سوزني و حجامت رواج پيدا كرد .
چيني ها در بدن 600 نقطه ي اسرار آميز پيدا كرده بودند و اطباي سنتي ايران نيز نقاط متعددي از بدن را براي حجامت پيدا كرده و هر ناحيه را براي معالجه ي يك مرض به خصوص حجامت مي كردند.
اوراق پاپيروس كه از عصر باستان به دست آمده نيز نشان مي دهد كه حدود 2200 سال قبل از ميلاد مسيح ، حجامت امري رايج بوده است. هم چنين در كتاب آيورودا (طب سنتي هند) كه مربوط به 1500 سال قبل از ميلاد مسيح است، در مورد حجامت و اثرات درماني آن بحث شده است.
بقراط كه حدود 400 سال قبل از ميلاد مسيح زندگي مي كرده است، با روش هاي مختلف حجامت كاملا آشنا بوده و در آثار خود به موارد استفاده و منع استفاده ي آن اشاره كرده است. جالينوس نيز 120 سال بعد از ميلاد مسيح مطالب متنوعي در مورد حجامت در آثار خود بيان كرده است. بنابراين حجامت در جهان سابقه اي ديرينه دارد.
با ظهور اسلام، حجامت مورد تاييد و تاكيد فراوان پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم عليهم السلام قرار گرفت و بيش از 600 روايت در مورد حجامت جمع آوري شده است.
پيامبر اكرم در روايتي كه در نهج الفصاحه آمده، پنج چيز را از سنت هاي پيامبران الهي معرفي كرده اند كه عبارتند از :
حياء ، حلم ، حجامت ، مسواك و عطر زدن.
در روايت ديگري امام علي عليه السلام مي فرمايد:
"ان الحجامه تصح البدن و تشد العقل." بدرستي كه حجامت بدن را سالم و عقل را نيرومند مي گرداند .
در قرن 16 ميلادي ، حجامت امري رايج در كشورهاي اروپايي بود. پزشكان معروفي در اين قرن از جمله FALLOPIO، DALLACROCE و VIDIUS هر كدام ابزار خاصي براي آن ابداع كرده بودند .
از اوايل قرن بيستم تا كنون نيز حجامت عمدتاً از سوي مراكز درمان طبيعي ( HILPRACTIKER ) در آلمان انجام مي شود و بعضي از پزشكان طب جديد هم به اين امر مبادرت مي ورزند .
مطالب دیگر در مورد حجامت:
نقش حجامت در تقويت سيستم ايمني بدن
تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده
اعمالی که باید قبل و بعد از حجامت انجام داد
نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شيميايي
بادكش درمانى(Cupping therapy)
حجامت و احتمال ابتلا به ايدز و هپاتيت
عود بيماري بعد از درمان با حجامت
