داستان "خر بیار و باقالی بار کن" دوشنبه نهم خرداد ۱۳۹۰ 21:42

داستان "خر بیار و باقالی بار کن"

دوستان برای مثل هم منبع خاصی نیست بیشتر این داستان بیان شده:

مردی باقالای فراوانی انباشته و در کنار آن دراز کشیده بود. دزدی آمد و مقداری از باقالاها را در کیسه ریخت که ببرد. صاحب باقالا بیدار شد و خواست جلو دزد را بگیرد. دزد او را به زمین کشید و گفت:" من قصد داشتم کمی از باقالا ها را ببرم ولی حالا تو را می کشم و هم تمام باقالاها را می برم."

مرد که در دستان دزد عاجز شده بود و جانش را در خطر می دید گفت:" می دونی چیه؟ اصلا برو خر بیار و باقالا بار کن."

نوشته شده توسط محمد مهدی مالکی  | لینک ثابت |