ميکروفسيلها بقايا و آثار موجوداتى هستند که در گذشته مىزيستهاند و براى مطالعه آنها نياز به ميکروسکوپ است. اگرچه اصطلاح ميکروفسيل بنظر مىرسد که خودش به تنهايى معناى آن را مىرساند، اما لازم است توجه داشت که اين اصطلاح يک کلمة تخصصى زيست شناسى نيست و بقاياى جانوران و گياهان از منشاهاى گوناگون مىتوانند همگى بعنوان ميکروفسيل مطرح شوند. در ضمن هرچند که برخى از ميکروفسيلها بقاياى جانداران خيلى کوچک هستند، اما در کنار اينها امکان دارد قطعات بسيار ريزى را بيابيم که مجموعه آنها متعلق به يک فسيل بزرگ باشند، مثلاَ اسپيکول اسفنجها يا آرواره کرمها که تحت عنوان اسکولکودونت (Scolecodont) ناميده مىشود و يا هاگها (Spoles) و دانههاى گرده (Pollens) که بخشى از ميکروفسيلها به حساب مىآيند خود محصول گياهان بزرگ هستند. از طرفى ديگر بايد توجه داشت که مثلاَ ساختمان صدف دوکفهايها يا استخوانهاى دايناسور که مطالعهشان بدون ميکروسکوپ امکانپذير نيست، ميکروفسيل به حساب نمىآيند.
مطالعه ميکروفسيلها از نظر شکل، ساختمان، پوسته، محيط زيست و ارتباطات ژنتيکى و انتشار آنها در زمانها و مکانهاى مختلف را ميکروپالئونتولوژى (Micropaleontology) دارند و آن دسته از ميکروفسيلها که ديواره از جنس مواد آلى (Organic walled) دارند نظر هاگ و دانه گرده تحت علم پالينولوژى (Palynology ) شناسايى مىشوند.
