رسوب شناسي " sedimentology "
واژه رسوب شناسي (sedimentology) در سال 1932 توسط وول عنوان شده است ، به مطالعه علمي موادي اطلاق مي شود كه در سطح پوسته جامد زمين رسوب كرده اند . بعضي واژه زمين شناسي را بعنوان مطالعه علمي رسوبات عهد حاضر مي دانند ، ولي بر طبق گفته فريد من وسندرز (1978)رسوب شناسي عبارت است از مطالعه علمي رسوبات است.
Sedimentology یا رسوب شناسی نام خود را از واژه لاتین Sedimentum گرفته است که به معنای رسوب کرده است.
سنگهای رسوبی ، از انباشت ذرات ناشی از خرد شدن انواع سنگهای دیگر بوجود آمدهاند. این ذرات ، معمولا به کمک نیروی گراویته ، آب ، باد و یا یخ به محل جدید خود منتقل شده و در آنجا به ترتیبی جدید نهشته میشوند. برای مثال ، امواجی که به ساحل صخرهها برخورد میکنند، ممکن است که از این طریق ، ذرات ریگ و شن دریا کنار دیگری را در همان نزدیکی فراهم آورند. این نهشتههای ساحلی اگر سخت میشدند، سنگی رسوبی تشکیل مییافت. یکی از مهمترین خاصههای سنگهای رسوبی ، لایه بندی رسوبات تشکیل دهنده آنهاست.
تا قبل از سال 1815 میلادی بیشتر مطالعات بر اساس چینه شناسی بود و از شکل هندسی ، تعیین ضخامت و ارتباط جانبی رسوبات با یکدیگر استفاده میگردید. در سال 1815 ، ویلیام اسمیت نقشه زمین شناسی انگلستان را تهیه کرد و گسترش و قرار گرفتن توالی سنگهای رسوبی منطقه را با شکل نشان داد.
هنری سربی از سال 1859 از میکروسکوپ پلاریزان جهت مطالعه سنگهای رسوبی استفاده کرد و مقالهای در سال 1879 در انجمن زمین شناسان لندن ارائه نمود که در آن اهمیت میکروسکوپ پلاریزان را در مطالعه سنگهای رسوبی بیان داشت، که این خود یکی از مهمترین پیشرفتهای رسوب شناسی محسوب میشود. بر همین اساس هنری سربی به نام "پدر پتروگرافی" لقب گرفت.
در سال 1891 برای اولین مرتبه رسوبات عهد حاضر کف دریاها بوسیله کشتی چالنجز به سطح آب آورده شد و مورد مطالعه قرار گرفت. در سال 1919 ونتورت نیز مقالهای در رابطه با اندازه و گردشدگی ذرات درسنگهای آواری ارائه کرد که قدم بسیار بزرگی در تقسیم بندی اندازه ذرات بوده است.
گرابو درسال 1904 مقالهای درباره طبقهبندی سنگها و بعدها در سال 1913 کتابی تحت عنوان "اصول چینه شناسی" نوشت که تمام مسائل رسوبگذاری تا زمان خود را در آن نیز عنوان نمود که این خود یکی از پیشرفتهای مهم در رسوب شناسی میباشد.
هنز کلوز در سال 1938 ساختمانهای رسوبی را مورد بررسی قرار داد و از مطالعه آنها میزان انرژی محیط و همچنین جهت حرکت رسوبات از منشا به حوضه رسوبگذاری را تفسیر نمود. در سال 1942 ، کینگ رخسارههای مختلف رسوبی را تعبیر و تفسیر نمود بالاخره در سال 1952 گارلز به مطالعه ژئوشیمیایی رسوبات(اختصاصات فیزیک و شیمیایی مانند PH و Eh ) پرداخت. از آن زمان به بعد نیز تحقیقات زیادی در زمینههای مختلف رسوب شناسی توسط محققان این رشته در سراسر جهان انجام گردیده و یا در حال انجام است.رسوب شناسي يكي از رشته هاي علوم زمين است و كاربرد زيادي در مسائل اكتشاف مواد هيدروكربوري (نفت ،گاز و ذغال )و نيز استخراج اين مواد دارد.همچنين كاربرد اين رشته در رابطه با مطالعات هيدروژئولوژيكي ،اكتشاف كانيهاي نظير سرب و روي ،كه به فرم جانشيني در سنگ آهك يافت مي شود ،سدسازي و غيره از اهميت خاصي برخوردار است .
رسوشناسي - مطالعات صحرائي
مطالعات صحراي يا سطح الارضي :در صورت نبودن نقشه زمين شناسي ابتدا بايد نقشه منطقه تهيه گردد .سپس نيمرخ و پروفيل ،يا شماتيكي از توپو گرافي منطقه را رسم كرده مقطع چينه شناسي را در جهت نيمرخ اندازه گيري نمود.در هنگام مقطع گيري توصيف رسوبات به شرح زير است :
تعيين رنگ رسوبات با استفاده از جدولهاي( استاندارد براي سطح هوازده و سطح تازه سنگ بطور جداگانه) .
اختصاصات طبقات از قبيل ضخامت ،ادامه دار بودن ،لاميناسيون و...
كنتاكت بين طبقات (مشخص يا تدريجي )
نمونه برداري از رسوبات يا سنگها در فواصل مشخص يا محل ها كه تغييرات سنگ شناسي يا بافتي بطور واضح قابل روئيت است (نمونه هايي كه بطور پراكنده برداشت شود براي تعبير و تفسير ارزش زيادي نخواهد داشت ) .
مطالعه بافت يا تكستور كه شامل قسمتهاي زير است:
اندازه ذرات و تغييرات انها در طبقات
مطالعه گردشدگي و كرويت دانه ها
