1) موقعيت جغرافيايي : اين ذخيرة معدني درارتفاعات كوهستاني منطقة مرجان آباد شهرمنجيل , از شهرهاي استان گيلان واقع شده است كه ارتفاعات مذكور , در زبان مردم بومي آن منطقه و نيز در نقشة جغرافياي طبيعي ايران , به نام كوه آسمان سرا شناخته مي شود كه متعلق به ناهواريهاي غرب سلسله جبال البرز است . ارتفاع آن حدود 2500 متر و در 39 ، 40 طول شرقي و 47 , 36 عرض شمالي واقع شده است .

2) وضعيت راههاي دسترسي : جهت وصول به اين منطقه , راههاي باريك و مالرويي وجود دارد كه امكان استفاده از آنها , محدود به حيوانات باربر و افراد پياده است ولي يك راه وجود دارد كه مي تواند براي انتقال وسايل تحقيقي و اكتشافي و همچنين تجهيزات لازم براي عمليات استخراج توسط وسايل نقليه مورد استفاده قرار گيرد و از عرض كافي براي عبور و سائط نقليه سبك و سنگين برخوردار است . جاده به طول 16 كيلومتر از نقطة آغاز آن , در يكي از خيابانهاي اصلي شهر , تا محل معدن , پر پيج و خم و شيبدار بوده و فقط بخش كوتاهي از ابتداي آن ,‌ آسفالت و بقية مسير , خاكي كه احيا و تسطيح قسمتهايي از آن توسط خود صاحبان معدن صورت گرفته است .

3) وضعيت آب و هوايي و پوشش گياهي : مناطق رودبار و منجيل , جزو مناطق مرتفع گيلان محسوب مي شوند و ميزان بارندگي در اين نواحي , نسبت به ساير بخشهاي استان گيلان كمتر و در نتيجه , رطوبت نسبي آن نيز كمتر است . ولي در مجموع از بارندگي و رطوبت كافي جهت رشد گياهان بهرمند است و به عبارتي داراي آب و هواي نوع معتدل مديترانه اي مي باشد .

سپيدرود كه رود نوع كلوز cluse است , در مسير جريان خود , ارتفاعات البرز را بريده و از اين طريق , دره اي در ميان اين كوهستان ايجاد نموده كه راه ارتباطي شمال و جنوب رشته كوه را برقرار مي سازد ولي از سوي ديگر , اين خود سبب مي گردد تا يك دالان بادي ايجاد گردد و بر اثر تبادل توده هاي هواي شمال و جنوب , وزش باد دائمي را در اين منطقه شاهد باشيم . شايان ذكر است بادخيز بودن منطقه , زمينة استفادة اقتصادي از آن را فراهم نموده و در اين جهت , تعدادي توربين بادي توليد برق توسط سازمان انرژي اتمي نصب شده است . از نظر پوشش گياهي و نوع گياهان روينده , ناحية مذكور مشابه ديگر مناطق معتدل مديترانه اي است و درختاني چون زيتون و انجير در آن فراوان به چشم مي خورند و هرچه قدر به سوي مناطق مرتفعتر حركت مي كنيم , به تدريج جاي خود را به درختان پهن برگ ‹‹ راش ›› و ‹‹ ممرز ›› مي دهند كه گسترش آنها مرهون وسعت سفره هاي آب زير زميني است كه سراسر ناحيه را فرا گرفته و گاه به صورت چشمه و جويبار به جريان مي افتند . در مسير جادة مواصلاتي به معدن , برخي دامنه ها ديده مي شوند كه به سبب برخوردار نبودن خاك آنها از رطوبت كافي , پوشش گياهي قابل توجهي نداشته و يا به صورت استپ مي باشند و در نگاه كلي اين ناحيه فاقد جنگل انبوه است .

* زمين شناسي

1) زمين شناسي عمومي : اگر بخواهيم به بررسي پديده هاي زمين شناختي منطقه و اين محدوده از نگاه كلي بنگريم , مهم ترين مسئله اي كه جلب توجه مي كند , وضعيت ساختماني , حركات تكتونيك و رسوبگذاري آن است . رشته كوه البرز با امتداد شرقي غربي , مرزميان آبرفتهاي جنوب خزر و فلات مركزي ايران را تشكيل مي دهد

رشته كوه البرز در اثر دو فاز كوهزايي پركامبرين و آلپاين نتيجه شده است . محدودة‌ مورد مطالعه مربوط به بخش البرز غربي است و احتمالا پس از پايان چرخة كوهزايي پركامبرين , تا دورة ترياس , رسوبگذاري با ويژگي هاي پلات فرمي درآن صورت گرفته است . در طول پالئوزئيك اين زون به صورت يك پلات فرم پايدار بوده و هيچ گونه فعاليتهاي كوهزايي درآن صورت نگرفته بود . فازهاي كوهزايي كالدونين و هر سي نين هم به صورت خشكي زايي عمل نموده اند . و پسروي ها و نبودهاي رسوبگذاري اردوويسين پسين و كربونيفر پسين را سبب شده اند . ولي از ترياس به بعد در چرخة كوهزايي سيمرين به تدريج فعاليتهاي كوهزايي منجر به چين خوردگي طبقات شده است . نيروهاي تكتونيكي در تعيين چهرة اين منطقه كاملا مؤثر بوده و عموما به شدت چين خورده و داراي ناهمواريهاي فراوان است ارتفاعات , توام با شكستگي ها و گسل خوردگي هاست . از آن جمله مي توان به راندگي قزل اوزن ( منجيل) اشاره نمود كه از زير سد سفيد رود منجيل عبور مي كند . طول آن  65   كيلومتر  است  و در راستاي آن , سنگهاي سازند كرج بر روي     مارنهای نئوژن و      آبرفتهای    كوارتز پهنة منجيل و سفيد رود رانده شده است . علاوه برآن شكستگي ها و گسله هاي محلي زيادي در منطقه وجود دارد كه عملكرد مجدد مجموع آنها آثار به مراتب ويرانگر تري را به بار مي آورد. 

همة چين خوردگي ها, يك روند تكاملي را طي مي كنند كه البرز غربي نيز از اين قاعده مستثني نيست . در حال حاضر , كل البرز از جمله , اين محدوده در اولين مرحلة تشكيل ناهمواريها يعني مرحلة ناهمواري ژورايي (جوان) به سر مي برد و سن چين خوردگي هاي مذكور جوان است . در اين نوع ناهمواري , ارتفاعات با طاقديس ها و دره ها با ناديس ها تطبيق مي كنند . البته ممكن است در اثر فرسايش توسط آبهاي جاري طاقديس بريده شود كه در اين صورت رود كلوز cluse ايجاد مي گردد. مثل سپيد رود كه عمود بر محور چين , طاقديسهاي البرز را مي برد سپيد رود در مسير خود , دشتهاي آبرفتي نسبتا گسترده اي را ايجاد كرده است . همچنين در طرفين آن , تراسهاي آبرفتي ( پادگانه ) مشاهده مي شود كه حاكي از تاثير تنشهاي تكتونيكي و عامل ايزوستازي در تغيير سطح اساسي آن است .

2) زمين شناسي ناحيه اي : در ناحية كوه آسمان سرا ( مرجان آباد ) كه معدن سرب و روي در آن واقع است , به طور كلي سه واحد سنگي قابل مشاهده است كه مجموعة آنها را بر اساس مطالعاتي كه صورت گرفته , تقريباً معادل با سازند ‹‹دورود›› در نظر مي گيرند در البرز , چه در دامنة جنوبي و چه در دامنة شمالي آن , سازند درود باسن پرمين زيرين ( ساكمارين و آرتينسكين ) معرفي شده است . مقطع چينه شناسي سازند درود عمدتاً از سه واحد سنگي زير تشكيل شده است .

واحد 1) كنگلومرا , ماسه سنگ و شيل رنگي

واحد 2) آهك بيوژنيك ضخيم لايه اووليتي به سن ساكمارين ( آسلين )

 واحد3) سيلستون , شيل و ماسه سنگ ( توجه : ضخامت سازند درود , در مقطع نمونه , حدود 150 متر است . در حاليكه در اين محل ضخامت بيشتري دارد ) .

مقطع سازند درود : در مسير وصول به معدن , در دامنه ها و بريدگي هاي جاده , رخنمونهايي از واحدهاي سازند به چشم مي خورد : لايه هاي موازي و چين نخوردة شيل تيره رنگ و در جاهايي كه توالي هاي مورب آهك و شيل وجود دارند , در اثر فرسايش ديفرانسيل ( اختلافي ) اشكال كواستا تشكيل گشته است . همچنين طبقات آهكي به صورت پرتگاه قائم با توپوگرافي خشن در كنار مارنها ديده مي شوند و در حاشية راست جاده , بخشهايي از واحد ماسه سنگي حاوي قطعات پلسي پود , قابل مشاهده است . معدن سرب و روي , در واحد آهكي سازند قرار دارد وعامل ايجادآن , رگه هاي هيدروترمالي

است . محلولهاي گرماييكه از هالة دگرگوني مجاور ماگماي دروني منشاء گرفته اند , در هنگام بالا آمدن از شكاف سنگها ,‌ به تدريج يونهاي خود را در داخل درز و شكافهاي سنگهاي آهكي به جا مي گذارند كه بر اثر نهشته شدن آنها , تشكيل كانه هاي سرب و روي (به صورت گالن pbs وآسفالريت zns) را شاهد هستيم . در جاي جاي معدن , آهكهاي بلورين به صورت كلسيت رمبوهدر به چشم مي خورد كه حاكي از تدريجي بودن كاهش دما و فشار در محيط است و در نتيجه يونها فرصت كافي براي مهاجرت به مراكز تبلور و تشكيل بلور كلسيت را داشته اند . آهك آن از نوع بيوژنيك و تيره رنگ است و وجود مواد كربن دار فراوان در آن نشانگر اين است كه محيط رسوبگذاري , محيط بيوژنيك درياي كم عمق بوده است و از اين نظر شرايط مناسب , نور و غذاي كافي براي فعاليت ارگانيسم ها فراهم بوده است چنانكه آثار سنگوارة نوعي خزه روي سنگ دهانة تونل ديده مي شود و بلورهاي كلسيت نيز حاوي مواد آلي مي باشد.

روي يك طاقچة طبيعي درون تونل , آثار استالاگميت هاي كوچك آهكي كه در اثر چكندگي آبهاي آهكي به وجود آمده اند , موجود است.

نكتة شايان ذكر اين است كه ناحيه شديداً تكتونيزه بوده و علائم آن در درون و بيرون تونل مشاهده مي شود . چنانكه در انتهاي آن , لايه اي آهكي داراي چند درزة موازي , بر اثر اعمال تنش در يك سو , درزه ها به هم نزديك شده و در مجموع يك دوك را تشكيل داده اند . ايجاد يك گسلة محلي در دهانة و روي معدن ,‌ خود شاهدي بر فعاليت تكتونيكي است و در بعضي قسمتها , دگرگوني آهك به ماربل , تاييد گر اين مسئله مي باشد . وقتي به ارتفاعات بالاتر برويم , در نقطه اي نزديك قلة كوه , درياچه اي كوچك تشكيل شده كه از زير توسط چشمه هايي كه از سنگهاي آهكي بيرون مي تراوند ,‌ تغذيه مي شود و در نزديكي آن , گودال عميقي است كه در نتيجة عمل انحلالي آبهاي زير زميني در آنجا , اشكال كارستي ايجاد شده و در نهايت بر اثر زلزله 1369 سقف كارست ريزش كرده و توليد گودال نموده است .

3) زمين شناسي اقتصادي : شايد بتوان گفت پركاربرد ترين گرايش زمين شناسي در صنعت , زمين شناسي اقتصادي است و اصولا هدف نهايي از اكتشاف و پي جويي معدن و مطالعاتي كه به اين منظور صورت مي گيرد , دسترسي به ذخاير آن است كه استفادة صنعتي و اقتصادي دارد . كانسارهاي فلزي و غير فلزي پس از انجام عمليات فرآوري روي آنها , تبديل به محصولات گوناگوني مي شوند كه چرخ صنعت را به گردش درمي آورند . ذخاير معدن مذكور به صورت سولفيد سرب و روي ( كانة گالن pbs و كانة آسفالريت zns مي باشد .

سرب با وزن مخصوص 34/11 در دماي c 327 ذوب مي شود . كاني سرب عمدتا گالن است كه معمولا همراه با مقداري انگلزيت و سروزيت كه به ترتيب سولفات و كربنات سربند ,‌مي باشد . در بعضي از كشورها جهت استحصال گوگرد , گالن را كه مركب از سرب و سولفور است حرارت مي دهند و بدين طريق , ‌دو عنصررا از هم تفكيك مي كنند . اين روش مهم ترين منبع تامين گوگرد در برخي كشورهاست ولي به علت نفت خيز بودن كشور ما , در ايران غالبا گوگرد را از نفت استخراج مي كنند كه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه تر است . در مرحلة آماده سازي سرب جهت ساخت وسايل مختلف , سرب مذاب را پس از جدا كردن , در قالبهايي ريخته و به صورت شمش در مي آورند و چون شمش آن عموماً حاوي مواد ناخالصي نظير روي , مس و نقره است , براي بدست آوردن سرب خالص , مجدداً آن را در كوره ذوب مي كنند كه در اثر تداوم عمل ذوب ناخالصي ها به صورت اكسيد در سطح مذاب ظاهر شده و با جدا كردن آنها , سرب خالص حاصل مي گردد . موارد استفادة اين فلز سنگين و درخشان و تركيبات آن , بسيار گوناگون است . فلز آن در ساخت باتريهاي اتومبيل و براي لحيم كاري به كار مي رود . همچنين از آن در صنايع مهمات سازي , لوله سازي , ورق سازي و در ساخت شيشة تلويزيون بهره برده مي شود و به خصوص به عنوان سپر محافظ تشعشعات اطراف راكتورهاي اتمي و ساير منابع پرتوزا , كاربرد فراواني دارد . از اكسيد سرب در شيشه سازي و صنعت لاستيك استفاده مي شود و نيترات آن در رنگرزي پارچه و مراحل چاپ مصرف مي گردد . اين فلز يكي از اجزاي بسياري از آلياژهاي ارزشمند مانند برنز , حروف چاپ و ديگر آلياژهاست . استات سرب در طب و داروسازي و ارسنات آن در ساخت حشره كشها كاربرد دارد . موارد استفادة ديگري نيز براي سرب وجود دارد و كاربري آن روز به روز در حال افزايش است , به طوري كه توليد جهاني اين فلز در سال 1984 در حدود 000/500/4 تن بوده است .

روي، فلزي شكننده با وزن مخصوص 15/7 و دماي ذوب 419 است . مهم ترين كاني روي , سولفور طبيعي آن , موسوم به آسفالريت يا بلاند است كه اغلب همراه با گالن يافت مي شود . از آسفالريت نيز همانند گالن در بعضي كشور ها جهت استحصال گوگرد , استفاده مي شود . سنگ معدن را در مجاورت هوا برشته مي كنند تا به اكسيد روي تبديل شود . اكسيد روي را در كوره حرارت مي دهند , همراه با زغال سنگ در نتيجة حرارت زياد و وجود كربن , فلز روي احياء مي شود . البته به دليل بيشتر بودن دماي كوره نسبت به نقطة ذوب روي , اين فلز تبخير مي گردد كه آن را در محفظة چگالنده , مايع مي كنند . فلز روي عمدتاً در باتري سازي , گالوانيزه كردن آهن و براي قالب ريزي قطعات اتومبيل كاربرد دارد و در لوله هاي محتوي مواد مثل خمير دندان به كار مي رود . در تهية آلياژ برنج به مصرف مي رسد و اكسيد و سولفور آن ( خود آسفالريت ) به عنوان مواد رنگي نيز استفاده مي شوند . كلر و روي در لحيم كاري و محافظت چوبها در مقابل پوسيدگي , سولفات آن در رنگرزي و چسب سازي مصرف دارد . روي همچنين به علت جلوگيري از اكسيد شدن به صورت قشر يا لعاب در صنايع ورقة فولاد سازي , لوله سازي و كابل سازي به مصرف مي رسد . فريتهاي روي در تجهيزات الكتريكي ترانسفورماتورها , سيم پيچها , آمپلي فايرها , موتورها و در تجهيزات الكترونيكي از قبيل راديو ،تلوبزبون و کامپبوتر مورد استفاده قرار می گبرد.ذخابر ابن فلز را در جهان 1800000000 تن تخمبن می زنند.تولبد سالانه روی در سال 1980،برابر5700000 تن بوده است.

 

کارهای انجام و پبش ببنی شده:در راستای اکتشاف ، توسعه و بهره برداری از معدن،کارهابی صورت گرفته است. مسیر ارتباطی معدن ابجاد و قابل استفاده گشته است.استخراج معدن مذکور به طربق زبر زمبنی صورت می گبردکه به منظور دسترسی به ذخابر،تاکنون دو تونل شرقی وغربی در دل کوه ایجاد شده است.تونل شرقی،درون خود،چند تونل انشعابی در جهات مختلف دارد.پبش از حفر تونل شرقی،در محلی مجاور آن،تونلی حفر شده بودکه به دلبل عدم رعابت ضرابب ابمنی،از جمله نفوذ آب از سقف و دبواره تونل،به دستور مهندس معدن از ادامه حفرآن جلوگبری به عمل آمدوهمان طوری که پبس ببنی می شد،تونل پس از مدتی ربزش نمود.مهمتربن مرحله اکتشاف معدن بعنی محاسبه ذخبره است که پس از آن می توان در مورداقتصادی بودن آن اعلام نظر کرد.وسعت رگه های هبدرو ترمالی کانه سرب وروی،15 کبلومتر مربع تخمبن زده می شود.کار نمونه برداری و آزمابش سنگهای معدنی به منظور تعببن مقدار خلوص آنها انجام گرفته و کانه های دارای عبار بالابی از گالن و آسفالربت    می باشند.البته در بدو امر،در مورد مقدار ذخایر ابن معدن نمی توان اظهار نظر نمود و لازم است آزمون زئوفبزبکی انجام گبرد و با تفسبر دباگرامهای لاگ ، مبزان ابن ذخابر به طور دقبقتری معبن گردد.به دلبل تاثبرات بارندگی های جوی،بزخی ازسنگها که زبرشان حفر شده است واحتمال ربزش آنها وجود دارد،ضروری است که با وسابل واستحکامات مخصوص،در مقابل ربزش نگهداری شوند. يکی از وجوه تمابز کار در معادن زبرزمبنی با معادن روباز،موضوع هوارسانی و تهوبه است و چنانچه قرار باشد افرادی جهت استخراج مواد،درون مهدن فهالبت کنند،لازم است دستگاه های تهوبه مناسب نصب گردد.مسئله مهم دبگر،تامبن روشنابی است که نمی تواند از نظر دور بمناند.پس از طی همه مراحل مقدماتی،سرانجام عملبات استخراج و انتقال،آغاز خواهد شد تا در کارخانه،فرآبند آماده سازی و فراوری ابن فلزات وترکببات آنها،جهت کاربری صنعتی صورت می گبرد.

 

 

منابع وماخذ:

1) زمبن شناسی ابران، دکتر علی دروبش زاده ،انتشارات امبرکببر،چاپ

دوم 1380 .

2) لرزه خبزی ابران ،دکتر محسن پور کرمانی و مهندس مهران آربن؛ انتشارات دانشگاه امبرکببر ؛ چاپ اول 1377.

3) زئو مورفولوزی ؛ دکتر مقصود خبام ؛ انتشارات نبما ؛ 1373.

4)geomorphology  by sparks , third edition , longman publication.

4) recent earth movments by vita finzi , Academic press London.

نوشته شده توسط محمد مهدی مالکی  | لینک ثابت |